از ني ريز كه به سمت جنوب شرقي حركت كنيم به فاصله حدود 45 كيلومتر به منطقه اي خوش آب و هوا و بسيار زيبا مي رسيم كه آن را تنگ بخون مي نامند.
با تماس يكي از دوستان از برنامه سفرمان با خبر شدم. اين خبر خيلي برايم جذاب بود، چون با وجود اينكه درباره اين منطقه زياد شنيده بودم ولي هنوز فرصتي پيش نيامده كه آنجا را ببينم. به گفته همه كساني كه اين منطقه را ديدند، تنگ بخون بهشت زيباي ني ريز است.
البته به خاطر سختي هاي راه كمتر كسي زحمت ديدن را به خودش مي دهد. شب قبل از سفر به شدت تب كردم، چون عصر پنج شنبه بود همه مطب ها بسته بودند. همه ني ريزي ها مي دانند كه ني ريز بعد از غروب آفتاب به شهر ارواح تبديل ميشود، مغازه ها خيلي زود تعطيل ميشوند چه برسد به مطب دكترها. تنها بيمارستان شهر كه فكر كنم سي سالي هست احداث شده در روزهاي معمولي جوابگوي بيمارها نيست چه رسد به عصر پنج شنبه. من هم از ترس اينكه برنامه ي فردا را از دست ندهم، به سراغ اطلاعات پزشكي خودم رفتم! و با آمپول و قرصهاي جور واجور درمان را شروع كردم. كه البته كار ساز شد. صبح ساعت 05:00 آقا محسن زنگ زد، در حالي كه هنوز كمي تب داشتم هرجوري بود بلند شدم، وسايلم را جمع كردم و راهي شدم.

براي رفتن به تنگ بخون به علت خرابي راه، بايد از خودروهايي مثل تويوتا،جيپ و پاترول كه دو ديفرانسيله هست استفاده كرد. خودروي ما پاترول است و از اين بابت مشكلي نداريم.
ساعت 05:45 روز جمعه بيست و چهارم خرداد از ني ريز حركت كرديم. بعد از 5 كيلومتر به روستاي هرگان مي رسيم تا اينجا جاده آسفالته است. نام هرگان هميشه براي من ياد آور بهترين خوراكي ها مثل كره محلي، دوغ، شير،پنير و سر شير بوده. هرگان آخرين مسير آسفالته است، از هرگان كه خارج مي شويم جاده خاكي مي شود. در طول مسير از روستا هايي مثل چاه علي و عربويه و چند روستاي ديگر كه نامشان را به خاطر ندارم مي گذريم تا به علي آباد مي رسيم. از ني ريز تا علي آباد 35 كيلومتر راه است.
از اينجا جاده باريكتر و دست اندازها بيشتر مي شوند، تا تنگ بخون حدود 10 كيلومتر راه باقيست. پس از گذشتن از پستي و بلندي هايي به بستر رودخانه مي رسيم، حدود چهار كيلومتراز راهمان باقيست كه بايد در بستر رودخانه طي شود.

پس از عبور از مسيري ناهموار به انتهاي مسير ماشين رو مي رسيم. آخرين نقطه اي كه از ماشين پياده مي شويم، ابتداي تنگه ي بخون است.

حدود 10 دقيقه پياده روي مي كنيم تا به اولين چشمه مي رسيم كه از زير سنگ بزرگي مي جوشد. جلوتر كه مي رويم تعداد چشمه ها بيشتر مي شود و از جوشش آنها رودخانه پهنابه شكل مي گيرد. متاسفانه همگي اين آبها به سمت روستاهاي شهرستان استهبان و داراب سرازير مي شود و زمينهاي ني ريز از اين نعمت بي بهره مي شوند.
بعد از 5 دقيقه پياده روي جاي مناسبي پيدا مي شود و اطراق مي كنيم.

كوههاي دوطرف تنگه بلند و فاصله آنها از يكديگر كم است. صداي آبشارها آرامش بخش و هوا بسيار لطيف است. مناظري بسيار زيبا و فرح بخش چشم ها را نوازش مي كند. جاي همه ي دوستان خالي. اميدوارم از ديدن عكسها لذت ببريد.








عكسهاي بيشتر را اينجا ببينيد
۱ ۲ ۳ ۴ ۵ ۶ ۷ ۸ ۹ ۱۰ ۱۱ ۱۲ ۱۳ ۱۴ ۱۵ ۱۶ ۱۷ ۱۸ ۱۹ ۲۰ ۲۱